روز جهانی زن، که هر سال در هشتم مارچ گرامی داشته میشود، نمادی از تلاش های پیگیرانه زنان و مردان عدالت خواه برای برابری و حقوق زنان در جوامع مختلف جهان است. این روز نه صرفاً یک مناسبت فرهنگی یا اجتماعی، بلکه محصول مبارزات تاریخی و مطالبه های واقعی زنان در مسیر دستیابی به حق آموزش، مشارکت اجتماعی، شرایط کاری بهتر و عدالت جنسیتی است. بازخوانی تحولات مربوط به شکلگیری روز جهانی زن، ارائه تاریخچه آن در سطح بینالمللی و بررسی نقش پیشگامان حقوق زنان در افغانستان، تصویر جامعتری از اهمیت این روز ارائه میدهد.
ریشه های روز جهانی زن به اواسط قرن نوزدهم بازمیگردد. در هشتم مارچ ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه های نساجی و لباسدوزی در نیویورک، آمریکا، برای بهبود شرایط کاری خود دست به تظاهرات زدند. آنان خواستار کاهش ساعات کاری، افزایش دستمزد و ارتقای وضعیت کار بودند. این اعتراضها با برخورد خشونتآمیز پلیس روبهرو شد، اما زمینه را برای حرکتهای اجتماعی و مطالبهگرانه بعدی فراهم ساخت.
در سال ۱۹۰۷، به مناسبت پنجاهمین سالگرد مبارزات زنان برای دستیابی به حقوق خود، گروههای زنان دست به تظاهرات سراسری زدند. در این دوران، ایده انتخاب روزی در سال بهعنوان "روز زن" برای نخستین بار مطرح شد تا در قالب آن، حقوق زنان، به ویژه حق رأی، مورد توجه عمومی قرار گیرد.
در سال ۱۹۰۹، حدود دو هزار زن تظاهرکننده پیشنهاد کردند که هر سال، یکشنبه آخر ماه فوریه به برگزاری تظاهرات سراسری به مناسبت روز زن اختصاص یابد. این اقدام زمینهساز شکلگیری یک حرکت مستمر برای جلب توجه عمومی به وضعیت زنان شد.
در سال ۱۹۱۰، کنفرانسی در کپنهاگن برگزار شد که در آن صد زن از هفده کشور حضور داشتند. در این نشست، کلارا زتکین و دیگر فعالان، پیشنهاد کردند روزی بهصورت بینالمللی به زنان اختصاص یابد تا حقوق آنان، به ویژه حق رأی، مورد تأکید قرار گیرد. این پیشنهاد به تصویب رسید و مسیر شکلگیری روز جهانی زن هموار شد.
در آن زمان، برخی گروهها پیشنهاد کردند روز اول ماه می برای زنان اختصاص یابد، اما این روز به دلیل سابقه مبارزاتی کارگران و رویداد های سیاسی دیگر، جایگاه خاص خود را داشت و زنان سوسیالیست آلمان روز ۱۹ مارچ را به دلیل اهمیت تاریخی آن، روز مبارزات انقلابی علیه رژیم شاهی پروس در سال ۱۸۴۸، پیشنهاد کردند.
در سال ۱۹۱۴ و در دوران آغاز جنگ جهانی اول، زنان اروپا تلاش کردند تظاهرات هشتم مارچ سالهای ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. با این حال، تقسیم بندی کشورها به مخالف و موافق جنگ، و اختلاف نظر میان زنان در جهت گیری سیاسی، مانع برگزاری گسترده و یکپارچه این روز شد.
یکی از نقاط عطف تاریخی، تظاهرات زنان در پتروگراد در سال ۱۹۱۷ بود. زنان در این حرکت علیه کمبود نان و پیامدهای جنگ جهانی اول اعتراض کردند و کارگران از آنها حمایت کردند. این رویداد جرقه انقلاب فبروری روسیه شد و هشتم مارچ ۱۹۱۷ به یک نقطه تاریخی بینظیر در تاریخ جنبش زنان و تغییرات اجتماعی تبدیل گردید.
با نزدیک شدن به دهه ۱۹۳۰ و آغاز تهدید های فاشیستی در اروپا، برگزاری روز جهانی زن در کشور هایی که تحت سلطه حکومت های مستبد بودند ممنوع اعلام شد. با این حال، در بسیاری از کشورهای اروپایی تظاهرات و فعالیت های زنان ادامه یافت و اهمیت این روز بهصورت نمادین حفظ شد.
در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین، جنبش های رهائی بخش، ترقیخواهانه و انقلابی همزمان با جنبشهای زنان گسترش یافت. زنان نه تنها به مطالبه حقوق مدنی و اجتماعی پرداختند، بلکه نقش فعالی در تحولات اجتماعی و اقتصادی این کشورها ایفا کردند.
در سال ۱۹۷۵، سازمان ملل هشتم مارچ را بهعنوان "روز جهانی زن" به رسمیت شناخت و از کشورهای عضو خواست این روز را گرامی بدارند. این اقدام، روز جهانی زن را از یک حرکت محدود به جامعه خاصی، به یک نماد بینالمللی حقوق زنان تبدیل کرد. بدین ترتیب، روز جهانی زن به بستری برای توجه جهانی به وضعیت زنان، توانمندسازی آنان و ارتقای عدالت اجتماعی بدل شد.
با توسعه سرمایهداری و افزایش حضور زنان در آموزش و اشتغال، زنان در بسیاری از کشورهای عقب مانده نیز وارد عرصههای اجتماعی و اقتصادی شدند. با این حال، آنان همچنان در موقعیت درجه دوم قرار داشتند و با محدودیتهای ساختاری و فرهنگی مواجه بودند. نابرابری جنسیتی، شکاف دستمزدی و محدودیت های مشارکتی همچنان چالش های اساسی زنان را شکل میداد.
در این دوران، آموزش و پرورش زنان بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی توانمندسازی مطرح شد. افزایش دسترسی دختران به تحصیلات، نه تنها به بهبود شرایط فردی آنان کمک میکرد، بلکه پیامد های مثبت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گستردهای داشت. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که هر میزان افزایش سواد زنان، با کاهش نرخ فقر، بهبود سلامت مادران و کودکان و رشد اقتصادی همراه بوده است.
تاریخ افغانستان نیز شاهد تلاش های برجستهای برای ارتقای جایگاه زنان بوده است. امان الله خان، مشهور به شاه معارفپرور و آزادیخواه، همواره از آموزش و حقوق زنان حمایت کرده و بر این باور بود که زنان تحصیل کرده میتوانند مادران و مربیان فرزندان شایستهای باشند که آینده کشور به آنها وابسته است. وی نخستین مدافع حقوق زنان در افغانستان بود و با اقدامات خود، زمینه آموزش زنان و مخالفت با تعدد زوجات را فراهم ساخت.
ملکه ثریا، همسر اعلیحضرت امانالله خان، نیز نقش برجستهای در آموزش و توانمندسازی زنان ایفا کرد. وی از خانوادهای روشنفکر برخاسته و به چندین زبان تسلط داشت. تربیت و آگاهی او تحت نظارت پدرش، محمود طرزی، که نویسنده و دانشمند بود، زمینهساز مشارکت فعال او در آموزش زنان شد. از جمله اقدامات مهم وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تأسیس نخستین مدرسه مختص زنان در سال ۱۹۲۰.
افتتاح مکتب عصمت (بعداً به لیسه ملی تغییر نام یافت) برای توسعه تحصیلات دختران در سال ۱۹۲۱.
ایجاد نخستین شفاخانه زنان در کابل و فرستادن دختران به ترکیه برای آموزش پزشکی و پرستاری در سال ۱۹۲۴.
تأسیس انجمن حمایت نسوان در سال ۱۹۲۸ با دوازده عضو و سرپرستی خواهرش کبرا جان.
در همین سال، در لویه جرگهای که زنان نیز حضور داشتند، حقوق زنان با مردان برابر اعلام شد. ملکه ثریا با اقدامی نمادین، چادر خود را در حضور جمعیت برداشت و بدین ترتیب نخستین زن افغانستان شد که بهصورت عمومی و آشکار "روی لچی" را اعلام کرد. این اقدامات نشان دهنده مبارزه جدی و فرهنگی برای توانمندسازی زنان در افغانستان بود.
متأسفانه، تلاش های این پیشگامان در آن زمان با مقاومت برخی گروه ها و نهاد های سنتی مواجه شد و آنها مجبور به تبعید شدند. با این حال، میراث فکری و اجتماعی آنان هنوز در فرهنگ و تاریخ افغانستان زنده است و بهویژه در مناسبت هایی مانند سالروز استرداد استقلال، یاد و احترام به آنها حفظ میشود.
زنان افغانستان در دورههای اخیر، بهویژه در زمانهایی که محدودیت های شدید اجتماعی و سیاسی بر آنان تحمیل شده بود، با چالش های گستردهای مواجه بودند. خشونت جسمی، روانی و اجتماعی، محدودیت در آموزش و اشتغال و حضور کم رنگ در تصمیم گیری ها از جمله مسائل اساسی آنان بود.
هشتم مارچ امروزه فرصتی برای بازخوانی این دستاوردها و چالشها است. زنان افغانستان به دنبال صلح پایدار، عدالت اجتماعی و توانمندسازی هستند و تأکید دارند که هیچ فرآیند اجتماعی یا سیاسی بدون مشارکت فعال آنان موفق نخواهد بود. این روز به آنها امکان میدهد تا علاوه بر گرامیداشت دستاورد های تاریخی، به شناسایی مسائل و تدوین راهکارهای علمی و عملی برای بهبود وضعیت خود بپردازند.
بررسیهای علمی و اجتماعی نشان میدهد که مشارکت زنان در توسعه پایدار و بهبود شاخصهای انسانی و اقتصادی بسیار مؤثر است. آموزش، توانمندسازی اقتصادی و مشارکت مدنی زنان نه تنها به بهبود زندگی فردی آنان کمک میکند، بلکه آثار مثبت گستردهای بر جامعه دارد.
تحقیقات جهانی نشان میدهد که افزایش سطح سواد زنان با بهبود سلامت کودکان، کاهش فقر، ارتقای سطح مشارکت مدنی و افزایش درآمد خانوار همبستگی مستقیم دارد. بنابراین، آموزش و توانمند سازی زنان باید بهعنوان یک اولویت اجتماعی و توسعهای مورد توجه قرار گیرد.
هشتم مارچ، روز جهانی زن، حاصل تلاش های تاریخی زنان و مردان عدالتخواه برای تحقق برابری، آموزش و مشارکت اجتماعی است. این روز یادآور آن است که زنان نقش حیاتی در توسعه جوامع ایفا میکنند و تحقق عدالت جنسیتی نه تنها به نفع زنان، بلکه به نفع کل جامعه است.
در افغانستان، میراث پیشگامانی مانند اعلیحضرت امانالله خان و ملکه ثریا نشان میدهد که آموزش و توانمندسازی زنان میتواند تحولات فرهنگی و اجتماعی عمیقی به همراه داشته باشد. بازخوانی تاریخی و تحلیلی هشتم مارچ، فرصتی برای ارزیابی وضعیت موجود، شناسایی چالشها و طراحی راهبردهای عملی برای بهبود جایگاه زنان فراهم میآورد.
به طور خلاصه، هشتم مارچ بیش از یک مناسبت تقویمی است؛ این روز نمادی از پایداری، تلاش و امید زنان و مردانی است که برای عدالت، آموزش و برابری تلاش کردهاند و یادآور اهمیت استمرار این مسیر در جهان معاصر و جامعه افغانستان است.
ما ...