چپ‌ دستی؛ تفاوتی طبیعی در سایه قضاوت‌های فرهنگی

شنبه 2 اسفند 1404
17 بازدید
چپ‌ دستی؛ تفاوتی طبیعی در سایه قضاوت‌های فرهنگی

نویسنده : دکتر آصف دریا

        چپ‌ دست‌ ها همواره بخشی از تنوع طبیعی جامعه انسانی بوده‌اند، اما در بسیاری از فرهنگ‌ها با سوءبرداشت‌ها و قضاوت‌هایی روبه‌رو شده‌اند که ریشه در باورهای تاریخی و آداب اجتماعی دارد نه در واقعیت علمی. چپ‌دستی به معنای ترجیح طبیعی فرد در استفاده از دست چپ برای انجام کارهای ظریف و اصلی مانند نوشتن، غذا خوردن، گرفتن اشیا یا انجام فعالیت‌های دقیق است. پژوهش‌های عصب‌شناسی نشان داده‌اند که این ترجیح با نحوه سازمان‌یافتگی نیم‌کره‌های مغز ارتباط دارد و حدود ده درصد جمعیت جهان را شامل می‌شود. این نسبت در کشورهای مختلف تقریباً ثابت است و همین موضوع نشان می‌دهد که چپ‌دستی نه یک پدیده نادر یا غیرعادی، بلکه بخشی از ساختار طبیعی تنوع انسانی است. همان‌گونه که برخی افراد قد بلندتر یا کوتاه‌تر هستند یا رنگ پوست و چشم متفاوتی دارند، ترجیح استفاده از دست چپ نیز ویژگی‌ای زیستی است که از ترکیب عوامل ژنتیکی و رشدی شکل می‌گیرد و انتخاب آگاهانه فرد نیست.
با وجود این واقعیت علمی، تاریخ نشان می‌دهد که چپ‌دست‌ها در بسیاری از جوامع با نگاه منفی روبه‌رو بوده‌اند. در برخی زبان‌ها حتی واژه مربوط به "چپ" بار معنایی ناخوشایند داشته و آن را با مفاهیمی چون بدشگونی یا نادرستی پیوند می‌داده‌اند. در گذشته نه‌چندان دور، کودکان چپ‌ دست در مکاتب و مدارس مجبور می‌شدند با دست راست بنویسند و اگر مقاومت می‌کردند تنبیه می‌شدند. این اجبارها گاه باعث لکنت زبان، اضطراب، افت تحصیلی یا کاهش اعتماد به‌ نفس می‌شد. امروزه روان‌شناسی رشد به‌ روشنی بیان می‌کند که تغییر اجباری دست غالب می‌تواند آثار منفی بر هماهنگی عصبی و هیجانی کودک داشته باشد و هیچ ضرورت تربیتی یا علمی برای چنین فشاری وجود ندارد. با این حال، برخی بازمانده‌های همان نگرش‌های قدیمی هنوز در رفتارهای اجتماعی دیده می‌شود، به‌ویژه در موضوع غذا خوردن با دست چپ.
در بسیاری از فرهنگ‌های اسلامی و برخی فرهنگ‌ های دیگر، غذا خوردن با دست راست به‌عنوان ادب و سنت پسندیده شناخته می‌شود و دست چپ بیشتر برای امور بهداشتی در نظر گرفته می‌شود. این تقسیم‌ بندی ریشه در توصیه‌ های دینی و عرفی دارد و بخشی از آداب اجتماعی محسوب می‌شود. در منابع دینی، استفاده از دست راست برای خوردن و آشامیدن توصیه شده است، اما بسیاری از عالمان دینی این توصیه را در چارچوب ادب و استحباب می‌دانند نه حکمی قطعی که تخلف از آن در همه شرایط گناه شمرده شود. با این حال، در برداشت‌ های عامیانه گاهی این تمایز نادیده گرفته می‌شود و فردی که با دست چپ غذا می‌خورد، حتی اگر به‌طور طبیعی چپ‌دست باشد، با سرزنش یا نگاه منفی روبه‌رو می‌شود. اینجاست که یک تفاوت طبیعی زیستی به مسئله‌ای اجتماعی و حتی اخلاقی تبدیل می‌شود، در حالی که اساساً چنین نیست.
باید توجه داشت که برای یک فرد چپ‌دست، استفاده از دست چپ نه نشانه بی‌ادبی است و نه مخالفت با سنت، بلکه ساده‌ترین و طبیعی‌ترین شیوه انجام کارهاست. مهارت‌ های حرکتی ظریف در مغز او به گونه‌ای سازمان یافته‌اند که هماهنگی دقیق‌تری با دست چپ دارند. اگر چنین فردی مجبور شود برای هر وعده غذا یا هر فعالیت روزمره برخلاف سازمان طبیعی بدنش عمل کند، ممکن است دچار ناراحتی، خستگی یا اضطراب شود. در کودکان، این فشار می‌تواند عمیق‌ تر باشد، زیرا آن‌ها هنوز در حال شکل‌دادن به تصویر ذهنی خود از "خوب بودن" یا "بد بودن" هستند. وقتی به کودکی گفته می‌شود که استفاده از دست چپ برای غذا خوردن کار نادرستی است یا حتی گناه دارد، ممکن است این پیام را به‌صورت گسترده‌تری تفسیر کند و گمان ببرد که خود او به‌عنوان یک فرد دارای نقص است. چنین احساسی می‌تواند عزت نفس او را تضعیف کند و در روابط اجتماعی‌اش اثر بگذارد.
از سوی دیگر، علم نشان می‌دهد که چپ‌دستی نه‌تنها نقص نیست، بلکه در برخی موارد با الگوهای متفاوت پردازش شناختی همراه است. مطالعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی چپ‌ دست‌ ها در حوزه‌ هایی مانند هنرهای تجسمی، موسیقی یا برخی ورزش‌ها عملکرد برجسته‌ای دارند. البته این به معنای برتری ذاتی همه چپ‌ دست‌ ها نیست، بلکه بیانگر این واقعیت است که تفاوت در سازمان مغزی می‌تواند به شیوه‌های گوناگون اندیشیدن و عمل کردن بینجامد. تنوع در سبک‌های شناختی و حرکتی، جامعه را غنی‌تر می‌کند و زمینه خلاقیت را افزایش می‌دهد. بنابراین نگاه منفی به چپ‌دستی، در واقع نادیده گرفتن بخشی از ظرفیت‌های انسانی است.
مسئله اصلی در این میان، نحوه برخورد جامعه با تفاوت‌هاست. سنت‌های فرهنگی و دینی بخش مهمی از هویت جمعی را تشکیل می‌دهند و احترام به آن‌ها ارزشمند است، اما این احترام نباید به تحقیر یا طرد کسانی بینجامد که به‌طور طبیعی متفاوت هستند. می‌توان میان رعایت ادب اجتماعی و درک شرایط فردی تعادل برقرار کرد. بسیاری از خانواده‌ها با گفت‌وگو و انعطاف، راهی می‌یابند که هم حرمت سنت حفظ شود و هم کودک چپ‌دست احساس گناه یا شرم نکند. برای مثال، می‌توان به کودک آموزش داد که نیت احترام را در رفتار خود داشته باشد، حتی اگر به دلیل راحتی و ساختار طبیعی بدنش از دست چپ استفاده می‌کند. مهم آن است که پیام اصلی، یعنی مهربانی و احترام، حفظ شود نه این‌که شکل ظاهری رفتار به معیاری برای قضاوت شخصیت فرد تبدیل گردد.
افزایش آگاهی عمومی نقش مهمی در کاهش سوءبرداشت‌ها دارد. وقتی مردم بدانند که چپ‌دستی نتیجه انتخاب آگاهانه یا لجبازی نیست، بلکه ویژگی‌ای عصبی و زیستی است، احتمال قضاوت منفی کمتر می‌شود. مدارس و خانواده‌ها می‌توانند با آموزش علمی ساده درباره مغز و تفاوت‌های فردی، فضای پذیرش را تقویت کنند. در چنین فضایی، کودک چپ‌دست یاد می‌گیرد که تفاوتش طبیعی است و در عین حال می‌تواند به ارزش‌های خانوادگی احترام بگذارد.
در نهایت، چپ‌ دستی باید همان‌ گونه دیده شود که هست: یکی از جلوه‌های تنوع انسانی. نه نشانه نادرستی است و نه دلیل برتری، بلکه صرفاً تفاوتی در شیوه تعامل بدن و مغز با جهان است. اگر جامعه بتواند این تفاوت را بدون برچسب‌زدن بپذیرد، بسیاری از فشارهای روانی بی‌دلیل از دوش افراد برداشته خواهد شد. آنچه اهمیت دارد، نیت پاک، اخلاق نیکو و رفتار محترمانه انسان‌هاست، نه این‌که با کدام دست قاشق را در دست می‌گیرند. پذیرش این نگاه، گامی در جهت مهربانی بیشتر و درک عمیق‌تر از طبیعت پیچیده و متنوع انسان است.
			    

مقاله ها

شبکه اجتماعی

نشانی کوتاه : www.khanemawlana.org

مطالب مشابه