چرا وقتی از فمينيسم نام میبریم ذهن ها سمت یک عده شعار یا حرفهای تند جنسیتی میرود؟
ولی وقتی پای آثار سیمین دانشور در میان میآید، قضیه فرق میکند. اینجا فمینیسم نه حرف تند و رکیک است و نه فریاد، نه جنگ زن و مرد. بیشتر شبیه یک نگاه آرام است که از بین زندگی روزمرهی زن ها بیرون میآید؛ از ترس هايشان، تردید هایشان، تصمیم های کوچک و مقاومت هایی که شاید زیاد به چشم نیاید. دانشور دقیقاً از همینجا شروع میکند: از زنهایی که در متن جامعه زندگی میکنند، نه بیرون از آن. برای همین، بررسی آثارش از زاویهی فمینیستی، بیشتر از اینکه یک بحث نظری باشد، تلاشی است برای فهم تجربهی زن ایرانی و حتی افغانستانی در بستر واقعی تاریخ و فرهنگ خودش.
سیمین دانشور برخلاف بسیاری از نویسنده های زن هم دورهاش، تلاش نمیکند زنان را قربانی صرف نشان بدهد یا مردها را لزوماً مقصر اصلی همه چیز معرفی کند. نگاهش نوعی نگاه واقع گرایانه است؛ یعنی وضعیت زن را از بین تجربهٔ تاریخی و اجتماعی تحلیل میکند. در رمان "سووشون" این را بسیار واضح میبینیم. زری، شخصیت اصلی داستان، زنی است که در دوران اشغال ایران در جنگ جهانی دوم زندگی میکند؛ دورهای که نهتنها فشار اجتماعی و سیاسی زیاد است، بلکه مرزهای سنت هم سخت تر است. زری نه مثل زن های مطیع سنتی کاملاً تسلیم میشود، نه مثل شخصیت های فمینیستیِ بسیار غلیظ دست به طغیان ناگهانی میزند. به جای آن به تدریج آگاه میشود، میترسد، مقاومت میکند، شک میکند و در نهایت به یک نقطهٔ تصمیمگیری میرسد. همین روند آهستهٔ "آگاهی زنانه" یکی از مهم ترین نکتههای فمینیستی در آثار دانشور است.
در رویکرد فمینیستی، این که یک زن چطور در سکوت زندگی میکند یا چطور حرف نمیزند، خودش یک نوع زبان محسوب میشود. دانشور این را خوب میفهمد و از سکوت شخصیت های زن بهعنوان ابزار روایت استفاده میکند. سکوت زری یا ترس هاش نشانهٔ ضعف نیست؛ نشانهٔ فشار اجتماعی است که به زن میگوید حرف نزند، اعتراض نکند، صبوری کند. دانشور این سکوت را به نوعی تبدیل به فریاد پنهان میکند. وقتی زری در خانه راه میرود و مدام نگران فرزندان یا آیندهٔ شوهرش است، گویا نویسنده به ما میگوید این فشار های ذهنی خودش شکلی از خشونت ساختاری است که زن ها تجربهاش میکنند.
یکی دیگر از محور های مهم فمینیستی در آثار دانشور، مسئلهٔ بدن زن و کنترل اجتماعی است. هرچند او مثل نویسنده های فمینیست غربی مستقیماً دربارهٔ جنسیت بدن نمینویسد، اما نشان میدهد چطور بدن زن محل تصمیمگیری دیگران است؛ از خانواده گرفته تا اجتماع. در داستان های کوتاه اش، مخصوصاً در مجموعهٔ "شهری چون بهشت"، زن ها دائماً بین خواسته های خودشان و انتظارات جامعه گیر میافتند. زنانی که باید نجیب باشند، آرام باشند، باوقار باشند، یا حتی "کم دیده شوند". این کنترل اجتماعی روی بدن، رفتار و حتی احساسات زنها، یکی از کلیدی ترین بحث های فمینیسم است و دانشور بدون شعار دادن، از دل روایت ها نشان اش میدهد.
حالا اگر بخواهیم نگاه دقیقتری داشته باشیم، باید به روابط قدرت در آثارش توجه کنیم. در اسطوره شناسی و مطالعات جنسیت، همیشه بحث این است که قدرت چطور اعمال میشود؛ نه فقط قدرت فیزیکی، بلکه قدرت کلامی، اقتصادی، سنتی و حتی روانی. در "سووشون"، زری و یوسف نمایندهٔ دو نوع قدرت اند: یوسف قدرت اجتماعی و مقاومت سیاسی دارد، اما زری قدرت نرم و درونی. زری کنترل فضای خانه و حریم خانوادگی را برعهده دارد و همین باعث میشود قدرت اش نامرئی بهنظر بیاید. دانشور با طراحی این موقعیتها نشان میدهد زن ها همیشه از صحنهٔ قدرت بیرون نبودند؛ فقط شکل قدرتشان متفاوت بوده و کمتر دیده میشده است. این نگاه، یکی از رویکرد های فمینیستی مهم است که میگوید باید "قدرت زنانه" را دوباره بازشناخت.
زبان دانشور هم خودش حامل نوعی مقاومت فمینیستی است. زبان اش ساده و صمیمی است اما چندلایه است؛ زن ها در آثارش "تیپ" نیستند، "فرد" هستند. هر شخصیت زن یک هویت مستقل دارد، حتی اگر موقعیت اجتماعی یکسانی داشته باشند. این استقلال شخصیتی مهم است چون فمینیسم دنبال این است که زن ها از قالب کلیشه ها بیرون بیایند. دانشور از زن ها تصویر های متفاوتی می سازد: مادر نگران، زن روشنفکر، زن سنتی، زن سرکش، زن عاشق، زن خسته، زن امیدوار. این تنوع خودش یک حرکت مهم علیه نگاه تکبُعدی مردسالار است.
نکتهٔ مهم دیگر این است که دانشور نهتنها تجربهٔ زنان مرفه شهری را روایت نمیکند، بلکه به تجربهٔ زنان طبقهٔ متوسط و حتی فرودست هم میپردازد. این رویکرد بسیار ارزشمند است چون یکی از نقد هایی که به فمینیسم وارد میشود، این است که گاهی فقط "زنهای تحصیل کردهٔ طبقه متوسط" را نمایندگی میکند. ولی دانشور دز داستان هایش زنانی را نشان میدهد که کار میکنند، سختی میکشند، از خشونت خانوادگی رنج میبرند، یا درگیر قضاوت های اجتماعی هستند. این یعنی رویکرد اش فراگیرتر است و تجربهٔ زنانه را از زاویه های مختلف بررسی میکند.
فمینیسم در آثار دانشور فقط بهدنبال نشان دادن ظلم نیست؛ دنبال نشان دادن امکان تغییر است. زری در پایان "سووشون" قرار نیست به یک باره انقلابی شود، اما آگاه میشود، تصمیم میگیرد، و دیگر آن زن منفعل اول داستان نیست. این تغییر تدریجی مهم است چون دانشور میخواهد بگوید حرکت های کوچک هم خودشان شکل مقاومت هستند. زنانی که سوال میپرسند، زنانی که بیصدا مخالفت میکنند، زنانی که میترسند اما پیش میروند؛ همه شان بخشی از مسیر رهایی هستند. این نوع نگاه بسیار نزدیک است به فمینیسم ایرانی و افغانستانی که بیش از طغیان های آنی، روی روند آگاهی و مقاومت روزمره تأکید دارد.
در داستان های دیگر دانشور، رابطهٔ زن و مرد بهصورت سادهٔ "ظالم و مظلوم" تصویر نمیشود. مردها گاهی هم مسیر زنها هستند و گاهی مانع. یوسف در "سووشون" نمونهٔ مردی است که زن را میفهمد و برایش احترام میگذارد. این نکتهای است که نشان میدهد دانشور به دنبال جنگ جنسیتی نیست؛ دنبال برابری و درک دوطرفه است. فمینیسم دانشور یک فمینیسم آرام، فرهنگی و عمیقاً ریشه دار در تجربهٔ سرزمین اش است، نه فمینیسم شعاری یا تقلیدی.
یکی از ویژگی های مهم فمینیستی در آثارش این است که زنان را "فاعل" نشان میدهد نه "مفعول". یعنی زن ها نه تنها تحت تأثیر شرایط هستند، بلکه خودشان هم انتخاب میکنند. این انتخاب گاهی منفعلانه است، گاهی جسوران است؛ اما مهم این است که زن ها در آثار دانشور "صاحب صدا" هستند. حتی وقتی سکوت میکنند، سکوت شان معنا دارد. حتی وقتی اشتباه میکنند، اشتباه شان انسانی و قابل فهم است. فمینیسم در اینجا یعنی بازپس گیری روایت، یعنی زن اجازه دارد خودش را روایت کند.
از نظر نماد پردازی هم دانشور بسیار دقیق عمل میکند. در "سووشون"، غذا، لباس، خانه، اشیا و حتی باغ، نماد هایی هستند ن که وضعیت زن را بازتاب میدهند. باغی که خشک میشود، زنی را نشان میدهد که دارد زیر فشار خرد میشود. رنگ لباس زری، حس و حالش و حتی نحوهٔ نگاه کردن اش به کودکان ها، همهاش نشانه هایی است از وضعیت روانی و اجتماعی زن سرزمین اش. این استفاده از نمادها، خودش یک شیوهٔ فمینیستی است که تلاش میکند تجربهٔ زن را فراتر از کلمات ساده نشان بدهد.
در نهایت، فمینیسم سیمین دانشور یک فمینیسم ریشه دار، بومی و فرهنگی است. او میفهمد زن ایرانی نه شبیه زن غربی است، نه شبیه زن شرقی در روایت های کلیشهای. زن ایرانی موجودی است با تاریخ پیچیده، تناقض های رفتاری، فشار های اجتماعی و در عین حال ظرفیت عظیم برای مقاومت و آفرینش. آثار دانشور نه تنها وضعیت زنان را تصویر میکند، بلکه جهان بینی تازهای پیشنهاد میدهد؛ جهانی که در آن زنها میتوانند دیده شوند، شنیده شوند و نقش مرکزی داشته باشند. این نگاه دقیقاً همان چیزی است که آثارش را به نمونه های ارزشمند ادبیات فمینیستی در ایران تبدیل میکند.
ما ...